
نشسته بوديم
برنيمكت و آزارمان مي داد صداي كلاغان،
حال ديگر
من نيستم ،
تو هم نيستي ،
و كلاغان مرثيه تنهائي نيمكت را سر داده اند.
(م.غ)

