

می دانم روزی
همه به مهر می خوانندم
و خاطره ی شب راهه های باران می شوم
و آن دم جوانه می زنم بر دل این دنیا...

یادم هست
تمام جمعه هایی که
با هم قدم برمیداشتیم بر کوچه
کوچه خلوت،کوچه تنها
من بودم و توبودی و جمعه.....

چه طولانی است امتداد جاده ای که مرا در آن رها کردی!
راستی یادم رفت که بگویم
کفش هایم نزدت ماندند!!
برای مطالعه اشعار حقیر در محیطی شاعرانه تر می تونید وبلاگ جدیدمو که اتفاقا با همین هدفم روش کار میکنم ببینید.
آدرس وبلاگ شعرم:www.art-poem.blogfa.com




