

نشسته ام بر کنار دریاچه و
تماشا می کنم
گذر کم سوی کدر
جریان پر فشارت را!
(م.غ)




چه نرم و زیبا
اسیرم خانه ای را که
سالهاست خاطره ی دستانت بر قفل درش مانده!


درختي پير
شكسته،خشك،تنها،گم،
نشسته در سكوت وهمناك دشت.
نگاهش دور
فسرده از غروب مرده ي دلگير .
و هنگامي كه بر مي گشت
كلاغي خسته سوي آشيان خويش،
غم آور بر سر آن شاخه هاي خشك
فروغ واپسين خنده ي خورشيد
شد خاموش...
(ه.ا.سایه)

در بزرگ تالار مي گشايد با شتاب
ندا و پوز خند مي تابند در پي هم
و كوچه ها مي پيچند تا ميدان پشت كليسا
كنار ميكشد خود را هواي سرد تا خانه ي شماره پنج.
(محمد مختاری)


نمايشگاه عكس محسن رسولاف و آزاده اخلاقی با عنوان "دو تايیها" جمعه 12 بهمن از ساعت 16 تا 21 در نگارخانه دی برپا ميشود.در اين نمايشگاه كه تا 18 بهمن ادامه دارد 60 عكس در 16×24 كه به شيوه آنالوگ و ديجيتال عکاسی شده، به صورت دوتايی در كنار هم چيده شده اند.
اخلاقي متولد شيراز و دانش آموخته رشته مهندسي كامپيوتر از دانشگاه آر.ام.آي.تي ملبورن استرالياست كه پيش از اين يك نمايشگاه انفرادی و چهار نمايشگاه گروهی عكس را در كارنامه خود دارد.
رسولاف متولد شيراز و دانش آموخته رشته مهندسي سیستمهای ارتباطی اینترنت از دانشگاه گيلفورد انگلستان، عکاسی را به صورت آزاد و تجربی آموخته و تا به حال مدیریت برگزاری هشت نمایشگاه را به عهده داشته و در ۱۳ نمایشگاه گروهی عكس نیز شرکت کرده است.
ساعت بازديد: روز افتتاح 4 تا 9 شب و روزهای بعد 4 تا 8 شب
گالری دی، پاسداران، روبروی اقدسيه، تنگستان چهارم، کوچه ناز اول، بن بست ترانه، شماره 3

همزمان با سالگرد تولد نيکول فريدنی از روز جمعه 12 بهمن 86 نمايشگاه عکسهايی که دوستان و عکاسان در طول سالها همراهی با وی از او گرفتهاند به نمايش در میآيد.
اين نمايشگاه ساعت 17 تا 21 روز 12 بهمن افتتاح و تا 24 بهمن از ساعت 16 تا 20 ادامه دارد.
گالری نيکول.خيابان مطهری.خيابان اکبری (پارسا).کوچه آزادی.شماره 1/31


من واتاق تنهاي رو به دريا ،
و نوري عجيب تر از هميشه،
مي نويسيم آخرين شعر را بر ديوار.
(م.غ)
آسمان آنروز آبي تر بود
و نگاهم پر معنا تر
تو رفتي و هنوز
من مانده ام در فكر رنگ آنروز آسمان.
(م.غ)

من هميشه از قرائت اين دقايق ساده مي پرسيدم:
- آيا مرگي كه در خواب مي آيد و هيچ از تو نمي پرسد ،
نازكتر از ترانه اصوات آسمان نخواهد بود ؟!
(سيد علي صالحي)

نشسته بوديم
برنيمكت و آزارمان مي داد صداي كلاغان،
حال ديگر
من نيستم ،
تو هم نيستي ،
و كلاغان مرثيه تنهائي نيمكت را سر داده اند.
(م.غ)


و گشودست قفل در خانه ي قديمي
اما بسته مانده هنوز پاهای
شادماني انسان هاي امروزي.
(م.غ)
پنجره ها بهترند
دستكم به جاي چهار ديوار
مي توان پرنده هائي را ديد كه مي گذرند!
(اورهان ولي)
سوسك روي ديوار آرام در گوشم نجوا كرد:
هيچ دنيايي بزرگتر از اين ديوار نيست!
(م.غ)

و میدانم
حتی اگر من نباشم
ماهیان سرود عشق را خواهند خواند
وای اگر روزی ماهی هم نباشد .




